تبليغاتX
کوچه پشتی - خودکرده های من
این خراب شده تعطیل شد .

 

به شخصه هر احساسي دارم جز پشيماني .

اشتباه نكن

ناراحت هستم ولي پشيمان .............................. نه .

 

اصولاً اغلب تصميماتي كه در مدت زماني كمتر از يك دقيقه اتخاذ مي كنم با شكست روبرو مي شن و يه جورايي با هيچ عقل سليمي جور در نميان ولي خب بايد انصاف داشت باشي و قبول كني كه آدم براي فرار از موقعيتهايي كه اذيتش مي كنن به هر عمل احمقانه اي دست مي زنه.

تصميماتي كه با عضوي ديگر گرفته مي شوند.

 

متاسفانه يه جورايي خودم رو در مقامي قرار دادم كه نمي تونم از جفاي يار بي وفاي نفهم بنالم و براي خنك شدن جگر فحش هاي ناجور بكشم به اول و آخر محبوب دورافتاده عزيزم. از آن پدربزرگ رنجورش كه بي خبر و ناتوان با همت روزافزون و پشتكار مثال زدني در گور مشغولند به امر خطير پوسيدن بگير تا آن آريو كوچولوي شهوتران كه هنوز مميز نشده آنجايش مي سوزد.

بالطبع به طرف مقابل كاملاً حق ميدم كه بخواد دايره واژگان ركيك خود رو نثار بنده كنه.

 

بايد اعتراف كنم كه اين بار از كرده خود ضربه روحي بدي خوردم و هنوز به وضوح نمي تونم علتي براي كارم پيدا كنم و ناچارم به سياق فيلمهاي هندي و ايراني و نقش اول هميشه بامرام و احمق صفت اين قبيل فيلمها بگم كه فكر همه چيز رو كرده بودم و در حاليكه كوهي از دليل قانع كننده را عارض نشدم و براي خودم نگاه داشتم زير باران به سمت انتهاي خيابان حركت كنم.

چه بايد كرد.

حيف كه نه دليل درستي وجود داره و نه باران و خياباني . ماجرا تقريباً از دوتا sms تجاوز نمي كنه.

 

در كل احساس بدي بود.

اگه بشه گفت كه احساسي در كار بود.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 11:55  توسط علی پورصادقیان  |