تبليغاتX
کوچه پشتی
این خراب شده تعطیل شد .
خدا شاهده که من از وقتی تونستم و تا حدی که توان داشتم با خلق اله دشمنی کردم. من از زندگی چیزی جز جنگ ندیدم و تمام صحنه ها و لحظه های حضورم به دشمنی و جنگ گذشت و من غنیمت جمع کردم.

من یه پسر ۲۳ ساله در اوج جوانی زخم معده دارم..... ۲یا۳ ماهه که مصرف قرص های اعصاب رو کنار گذاشتم...... و خب در حال حاظر فکرم به این مشغوله که دست من بیشتر می لرزه یا پدربزرگم! .................. و خب غنیمت درخور تعریف دیگه ای ندارم!

زمانی که احمق تر از اینی که الان هستم بودم گمانم این بود که بقیه در حق من ظلم می کنن و به من زخم می زنن ولی الان دیگه مطمئن هستم که قضیه معکوس بوده و من در حق هرکی تونستم پستی کردم و هیچکس رو از طعم تلخ بدی و زشتی کردارم محروم نکردم (غریبه و آشنا... دوست و دشمن... و حتی خانواده)

ولی یه نفر تو این دنیا هست که از همه بیشتر مورد ظلم و ستم اینجانب قرار گرفته.. من هر جا که موقعیت فراهم بود دلشو خون کردم و تا پای مرگ پیش بردمش .. آره می خواستم بکشمش..

همه جا دنبالش بودم تا زخمی و زهری در لحظه هاش باشم .... گناه بزرگی داشت...جرمش فقط و فقط بودن بود..همین...

و هیچ دادرسی هم نداشت تا بگه آخه پسر جان چرا با خودت اینجوری می کنی!

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 مرداد1386ساعت 13:42  توسط علی پورصادقیان  | 

گو حرمت خود ناصح فرزانه نگه دار

خود را ز زبان من دیوانه نگه دار

جا درخور او جز صدف دیده من نیست

گو جای خود آن گوهر یکدانه نگه دار

پروانه بر آتش زند از بهر تو خود را

ای شمع تو هم حرمت پروانه نگه دار

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 مرداد1386ساعت 10:30  توسط علی پورصادقیان  | 
توجه: دوستان عزیز این دیالوگها عیناْ در دادگاهی خیالی رد و بدل شده اند بدون کوچکترین کم و کاستی(البته این دادگاه به دلایل شزعی هرگز تشکیل نشد!) امید است خواندن متن کامل و گوهربار زیر چشم دنیا بین همه دوستان هیات منصفه را بر حقایق باز نماید.                             با تشکر ..>دارکوب

قاضی: دادگاه رسمی است . شاکی عزیز علل شکایت خود از متهم ملعون را به طور صریح بیان کند. در ضمن ردیف وسط نفر دوم از چپ لطفاْ دست خود را از بینیتان خارج کنید.

شاکی (پ.الف.۲۳ ساله از تهران): آقای قاضی ایشان گوساله اند!

متهم (دارکوب): قربان اعتراض دارم شاکی به بنده اهانت می کنند.

قاضی: بله خانم می فرمودید . ردیف وسط نفر دوم دارم می بینمت.

شاکی: جناب قاضی این (اشاره به شخص متهم) زمانی که من به کمکش احتیاج داشتم کاهلی نموده و خیلی گوساله می باشد.

متهم(دارکوب): جناب قاضی اعتراض دارم آخه من...

قاضی: خانم لطفاْ ادامه بدهید در ضمن آقای عینکی که چند مرتبه بهتان تذکر دادم لطفاْ از مالیدن اضافات بینی خود به زیر نیمکت های دادگاه خودداری کنید... مگر نمی فهمی... کودن ...متحجر...عوضی.. mopther parking (توجه داشته باشید که قاضی تسلط کافی به کلمات اهانت بار زبان اجنبی نداشته اند)

شاکی: عرض می کردم که این توله خر در حالت خواب و بیداری با بنده به تندی سخن گفته.(لازم به ذکر نیست که خانم شاکی ضعف مفرطی در علوم زیست شناسی پایه دارند)

متهم: نوبت ما نشد؟

قاضی: خب حالا متهم در دفاع از خود بنالد.

متهم: جناب قاضی می خواستم بگم که ...

قاضی: وقت شما تمام شد شاکی جانم شما سخن دیگری ندارید؟

شاکی: نه آقای قاضی بذار بگه ببینم چه گهی می خواد بخوره.

قاضی: خانم عفت کلام داشته باشید لطفاْ. متهم بفرما ببینیم چه نوع مدفوعی برای تناول مدنظر دارید.

متهم: این خانم محترم به دلیل مبتلا بودن به نوع جهش یافته ای از نژادپرستی که در آن "من" درونی خودشان نژاد برتر و مابقی تک سلولی هایی هستند غوطه ور در ادرار... در ادامه یادآور می شوم بر پایه همین طرز تفکر٬ ایشان محق به هرگونه برخورد با اطرافیان بوده و تکرار همان نوع برخورد منتها با عوض شدن فاعل و مفعول قضیه عملی است بسیار شنیع و غیرقابل بخشش.

و اما در موردی که ایشان ادعا به انتظار کمک از جانب بنده را داشته اند اذعان می دارم که به ۴ دلیل گناهکار می باشم و پوزش می طلبم: ۱- از علم غیب برخوردار نبوده و نیستم تا بتوانم از مشکلات درونی دوستانم اطلاع پیدا کنم ۲- طی العرض بلد نیستم تا قادر به حضور در محل های مورد نظر ایشان به یک چشم بهم زدن شوم ۳- از یک توانایی سطحی و پیش پا افتاده محرومم (قابلیت خواندن sMs های دریافتی به هنگام خواب) ۴- از دسته ملعونینی می باشم که لباس غواصی برای گوشی خود تهیه نکرده ام تا بتواند همراه من به حمام بیاید.

شاکی: جناب قاضی اعتراض دارم متهم تمام وقت دروغ می گفته و ........ است نقطه

قاضی: اعتراض وارد است.عجب متهم گستاخی.... عوضی....دندان کج..... basketbell (در همان راستای تسلط ناکافی به زبان اجنبی قاضی در این لحظه فکر کرده داره می فحشه!)

تا اعلام رای نهایی از سوی هیات منصفه تنفس اعلام می کنم ...

شما هیات منصفه باشید آیا دلایل قانع کننده اند؟ آیا متهم دروغگوست؟ فقط یک نظر... و دیگر هیچ

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 20 مرداد1386ساعت 1:37  توسط علی پورصادقیان  | 

با دیدن عکس چه حسی به شما القا می شود؟

۱. خندت می گیره؟............>>درک شما در حد جاروبرقیه!

۲. ناراحت میشی؟..............>>عقده ای هستی.

۳. عصبانی میشی؟............>> حسودی.

۴. دل درد می گیری؟.......>> اولاْ ما به اون قسمت بدن دل نمی گیم  ثانیاْ خیلی بی جنبه ای.

۵. یاد گذشته می اقتی؟........>> احتمالاْ شما هم مثل این دوستامون اعتقاد راسخی به شعار "شهر ما خانه ما داری"

۶.اینم یه کوچه پشتیه متاسفانه.......

دارکوب بدجوری خاطرخواه همتونه

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 مرداد1386ساعت 0:59  توسط علی پورصادقیان  | 
 

And if I told you that I loved you
You'd maybe think there's something wrong
I'm not a man of too many faces
The mask I wear is one
Those who speak know nothing
And find out to their cost
Like those who curse their luck in too many places
And those who smile are lost

sting

+ نوشته شده در  جمعه 12 مرداد1386ساعت 15:58  توسط علی پورصادقیان 

گویا سخنی در خم این یاد نماندست

تصویری از این بی ثمری در دل ما نیست

آن هم که به مجرای زبان آمده بی میل

یا در خور ما نیست و یا آنکه بجا نیست

ما هیچ ندادیم چه کردیم به این خلق

پشت سر ما هر سخنی هست دعا نیست!

ای بی خبران فاش بدانید دل ما

در بند علف هست ولی بند شما نیست

پروانه شدن شمع شدن سوختن ما

چیزی به جز عشق است و به جز رنج و بلا نیست...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت 0:24  توسط علی پورصادقیان  | 
امروز می خواستم یه متن شدیدالحن در تمجید از خودم براتون بنویسم! ولی بخاطر میلاد مسعود امیرالمومنین تصمیم گرفتم که ضمن تبریک این عید ۵ راهکار بسیار کم دردسر و رایگان به شما معرفی کنم تا بدون تکان دادن اقصانقاط هیکل خویش از این عید لذت اکمل را برده و حال نمائید!

۱. تصور کنید طرح امنیت اجتماعی نیست و به جرم موقشنگ بودن دوستان ما را با سرویس رایگان به سمت هتل ۸ ستاره رهنمون نمی شوند.

۲. تصور کنید در این شب عزیز جرات نموده و معشوقه محترم و عزیزتر از جان را مورد عنایت کلام و گفتار گوهربار خود قرار داده از نزدیکان ایشان به نیکی یاد می نمائید و عمری را در آسایش سپری می کنید.

۳. خیال کنید نتایج دور بعد ریاست جمهوری اعلام شده و رئیس جمهور محبوب و محجوبمان ۳ رای کسب کرده. ( یکی خودش به خودش داده ... یکی غلامحسین الهام بهش داده ... تقلب کار زشتیه!)

۴. تصور کنید تیم ملی ما در کمال شایستگی قهرمان آسیا شده و تعدادی از بازیکنان روده خود را بروی اعصاب و روان ملت خالی نکرده اند.

۵. لازم نیست تصور کنی از کوچه پشتی برو بیرون و به سایت ...... مراجعه کن!

قربان شما ....دارکوب

 

+ نوشته شده در  جمعه 5 مرداد1386ساعت 20:17  توسط علی پورصادقیان  | 
هر روز من و تو به دشمنی گذشت ... هر لحظه تو در کینه فرو وفتی و من بی مهابا در فکر خرد و ذلیل کردنت روز و شب رو سپری کردم ... هر چه بین ما بود نیکی و صفا نبود ... شاید رنگی کدر و بی جان از انسانیت و سایه ای غبار آلود از حضور خدا در تار و پودمان بود که باعث شد از خون هم بگذریم ... انتقام ... من برای انتقام از نفرین کردنت و آه کشیدن در خلوت و گریه ی بی دلیل پا فراتر نگذاشتم ... من عاشق تو بودم ... ولی ... ولی تو نبودی ... پس نفرین به تو که بودی......... و نبودی.
+ نوشته شده در  جمعه 5 مرداد1386ساعت 1:2  توسط علی پورصادقیان  | 

عشق چیست؟

سه ثانیه نگاه، سه دقیقه خنده، سه ساعت از خود بی خودی،سه روز آشنایی، سه هفته وفاداری، سه ماه بی قراری ، سه سال انتظار و سی سال پشیمانی؟!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 مرداد1386ساعت 19:13  توسط علی پورصادقیان  |