۱- اشنایی با نحوه صید ماهی لفور در ناکجااباد.
۲- فیلمهای تراز اول جهان که عده ای افراد گستاخ و سست عنصر به دلایل نامعلومی ادعا بر تکراری بودنشان دارند.
۳- پخش با تاخیر مسابقه فوتبال همراه با مقداری سانسور!(حتمآ مطلعید که این ورزش در اروپا لبریز از صحنه های مستهجن می باشد.)
۴- میزگردهای اموزنده و جذاب با حضور گله ای از جوانان مثبت و یک اقاهه! موضوع رایج این برنامه ها نحوه رام کردن ما جوانان وحشی و بی خدا می باشد.
۵- به خانه برمی گردیم(برنامه ای بسیار مفید برای اقشار بی کار جامعه جهت وقت کشی.
۶- اخبار ۲۰:۳۰ !!! (تهیه شده توسط توده ای از مجریان بسیار زیرک و فوق حرفه ای )
۷- سریالهایی متنوع که مستقیمآ با معده بیننده سروکار دارند.
وقتی که تنها یه شب از عمر وبلاگ آدم بگذره و فقط تونسته باشی یه متن کوتاه در بیاری بی گمان نلخ ترین حادثه که کمر قوی نرین مردها رو می شکنه اینه که کیبورد دستگاه جان به جان آفرین تسلیم کنه!
چقدر ما خوش شانسیم (من و خودم رو می گم) و... و قیمت آب نمک و آجر و کله ما
خلاصه که همه اینا رو گفتم که منت بذارم سرتون بابت متن ذیل که با گریه و ذلت نگاشته شده.![]()
در راستای بازگشت همه جانبه به عرصه وجود، توسط بزرگان صلاح دیده شد (خودمو می گم) که اینجانب بدین وسیله و با حضوری سبز مقداری حال از بعضی مخلوقات خدای متعال اخذ نمایم.
چرندیات بالا مخصوص گروه سنی الف بود. خیلی کیفور نشین و محملات پائین رو مطالعه کنین.
برای شروع با این تجربه کمی که از کار با وبلاگ دارم ترجیح میدم خیلی وراجی نکنم تا یه کمی راه بیافتم و بتونم از شرمندگی همه اقشار علاف جامعه در بیام.
به امید فردایی خیلی بهتر از امروز